اورلورا

پارت۸
ویو لورا
به خودم اومدم دیدم که یه نیروی سیاه و بنفش دورم حلقه زده بهش دست زدم از یخ سرد تر بود نمیدونم چی بود ولی عجیب بود تا حالا همچین چیزی ندیده بودم که یهو صدای زوزه گرگ اومد وایییی تهیونگگگگ کجایییی اگه من بمیرم کی قرارههه زنت شههههههههههه


ویو تهیونگ
اههه لعنتی چه دادیم میزنه خب یکم بگرد مگه میمیری اههههه حیف که بابام تیکه تیکم میکنه بفهمه لورا رو تنها گذاشتم رفتم تو جنگل دیدم زیر یه درخت نشسته و داره جیغ جیغ میکنه

لورا. هی اومدی منو ببر تو کلبههههه
تهیونگ. خفه شو بیا با من(سرد)
لورا. اوکی
تهیونگ. برو تو باید برم جایی
لورا. کجا؟
تهیونگ. به تو ربطی نداره
لورا. من میرم بخوابم
تهیونگ. گمشو(هر حرفیکه تهیونگ به لورا میزنه سرده)





ویو تهیونگ
میرم دنیلا رو بیارم اون روحیه حساسی داره میتوسم ازیت شه تو اون جنگ تلپورت کردم به عمارتم که دنیلا اونجاست خواب بود برش داشتم و تلپورت کردم به یه رستوران خداروشکر کسی نبود و ندید که تلپورت کردم البته تلپورت کردم به یه کوچه که کنارش رستورانه


تهیونگ. عشقم بیدار شو احتمالا گشنه ای بریم غذا بخوریم
دنیلا. اره عزیزم بیدارم
تهیونگ. بریم

بعد از شام
تهیونگ. خب بیب ببین باید بریم که چند ماهی تو یه کلبه که لورا هم اونجاست باشه
دنیلا. اههه اوکی

ویو لورا. خوابم نبرد یه دفعه صدای در اومد و با چیزیکه دیدم یه جیغ بنفش زدممم.....
دیدگاه ها (۴)

مهم

اورلورا

مهم

اورلورا

اورلورا

اورلورا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط